به گزارش خبرنگار پایگاه خبری تحلیلی نوای آبیدر؛؛استاد مرتضی مطهری در جایگاهی میایستاد که از آن، هم «اندیشه» دیده میشد و هم «زندگی». نگاه او به تعلیم و تربیت، از جنس شعار نبود؛ از تبارِ حقیقتجویی، نظم در فکر و شجاعت در گفتن بود.
در ۱۲ اردیبهشت که با شهادت او گره خورده، یادمان میآید که معلم واقعی چگونه میتواند میان متن و زمان، میان کتاب و جامعه، پل بزند، مطهری با وسعت معلومات، تنها یک پژوهشگر نبود؛ «معلمی» بود که مخاطب را از سطح عبور میداد و به ژرفای پرسشها میبرد.
او در سخن، سادهگوییِ سطحی را دوست نداشت و در تحلیل، تعجیلِ بیپشتوانه را برنمیتابید. آنچه برای بسیاری گذرا بود، برای او مسئلهای بود برای کشفِ ریشهها؛ و همین روش، درسی بود برای هر معلمی که میخواهد شاگرد را با «فهم» آشنا کند، نه فقط با «حفظ».
اگر بخواهیم ادبیات این روز را به رسالت معلم پیوند بزنیم، باید از واژگانِ کلیدی آغاز کنیم: امانت، آگاهی، اخلاق، و امید. امانت یعنی معلم بداند ذهن دانشآموز ملک شخصی او نیست و هرچه میگوید، میتواند آیندهای را شکل دهد.
آگاهی یعنی معلم تنها دانشی را منتقل نکند که از کتاب بیرون آمده؛ بلکه به شاگرد بیاموزد چگونه بیندیشد، چرا بپرسد و چگونه استدلال کند. اخلاق یعنی ادبِ گفتن، عدالتِ داوری و پرهیز از تحقیر و خشونت کلامی—همان چیزی که اگر رعایت نشود، حتی بهترین آموزشها هم به نتیجه مطلوب نمیرسد. امید نیز یعنی معلم در لحظههای تردید و فشار، بتواند مسیر را روشن نگه دارد.
اما امروز، این وظیفه خطیر تنها در چهار دیواری کلاس خلاصه نمیشود. شرایط زمانه پیچیدهتر شده و فضای مجازی نیز هم فرصت است و هم تهدید. هنگامی که آموزش از حالت چهرهبهچهره به صفحههای نمایش منتقل میشود، معلم با چالشهایی روبهروست: کاهش تمرکز، فاصله عاطفی، خطرِ محتوای بیاعتبار، داغِ شایعه، و گاهی هم مزاحمتها و سوءاستفادههای پنهان. در فضای آنلاین، یک خطای کوچک در مدیریت کلاس یا در انتخاب محتوا میتواند به سوءبرداشتهای بزرگ تبدیل شود؛ و اگر معلم غفلت کند، دانشآموز ممکن است به جای یادگیری، گرفتار سرگرمی، شتابزدگی یا حتی آسیبهای روانی گردد. از همین رو، معلمی در فضای مجازی نیازمند انضباط حرفهای، طراحی دقیق کلاس، نظارت آموزشی و همچنین صبرِ تربیتی است.
از سوی دیگر، نباید فراموش کرد که در موقعیتهایی—از جمله شرایط سخت اجتماعی یا امنیتی—کلاسهای حضوری هم گاهی به میدانِ تصمیمهای دشوار تبدیل میشود. تاریخ جنگ تحمیلی و روزگاری که «معلم» گاهی با جان خویش از کلاس دفاع میکرد، به ما یاد میدهد که آموزش، صرفاً یک فعالیت روزمره نیست؛ میتواند در برابر تهدیدها، نقش سپرِ فرهنگی را ایفا کند.
در چنین وضعیتی، معلم با مسئولیتی دوگانه مواجه است: هم انتقال دانش و تربیت فکری، هم حفظ امنیت و سلامت روانی دانشآموزان. بسیاری از معلمان، با وجود خطرات جسمی، سختی مسیر، محدودیت امکانات و اضطراب عمومی، راه را گم نکردند و با تدبیر و ایثار، چراغ را روشن نگه داشتند. این همان «جان خریدن» در معنای تربیتی آن است: ترجیحِ رشدِ آینده بر آسایشِ امروز.
پس، روز معلم فقط یادآوری مقام و قدردانی نیست؛ دعوتی است برای بازاندیشی در سبک آموزش و مسئولیت اجتماعی معلم. اگر مطهری میآموزد که اندیشه باید دقیق و ریشهدار باشد،
امروز نیز باید این دقت را در انتخاب محتوا، در روش تدریس، در گفتوگو با دانشآموز و در مواجهه با مسائل روز به کار گرفت. معلم باید بتواند حقیقت را با زبان قابل فهم همراه کند؛ و همزمان مرزِ علم و شایعه، اخلاق و خشونت، و فهم و تحریف را به شاگرد نشان دهد. به همین دلیل است که وظیفه معلم در «شرایط سخت» اهمیت دوچندان دارد: نه فقط برای آموزش، بلکه برای ساختن انسانهایی که در برابر موجهای اطلاعاتی، قدرت تشخیص داشته باشند.
در پایان، باید گفت معلمی چه در کلاس حضوری و چه در کلاس مجازی نوعی جهادِ فرهنگی است، جهادی که با سخنِ خوب آغاز میشود، با روشِ درست ادامه مییابد و با مراقبتِ اخلاقی به ثمر میرسد.
و چه نیکوست که روز معلم را با نام استاد مطهری به یاد آوریم؛ معلمی که هم در سطح فکر، عمیق بود و هم در سطح مسئولیت، شجاع. امروز نیز معلمان ما هماناند که میتوانند از میان سختیها، راه امید را پیدا کنند و به نسل بعد، نه فقط دانش، بلکه «جرأتِ فهم» و «توانِ درست اندیشیدن» ببخشند.
انتهای خبر/



















Thursday, 7 May , 2026