به گزارش خبرنگار پایگاه خبری تحلیلی نوای آبیدر؛ تولد، فقط آغاز نفس کشیدن یک نوزاد نیست؛ آغاز فصلی تازه در زندگی یک مادر، یک خانواده و حتی یک جامعه است.
در آن لحظه که گریه نخستین نوزاد سکوت اتاق زایمان را میشکند، زنی در کنار او ایستاده که سالهاست به این صدا عادت کرده، اما هر بار چشمانش برق میزند؛ ماما. او اولین دستی است که نوزاد را در آغوش میگیرد و آخرین صدایی است که مادر را پیش از ورود به دنیای مادری، دلگرم میکند.
روز ماما، روزِ قدردانی از همین دستهای لرزان اما مطمئن است؛ دستهایی که هر بار میان مرز زندگی و مرگ، راهی برای نجات باز میکنند. مامایی تنها یک شغل نیست؛ ترکیبی از علم، صبر، عشق، مهارت، دلسوزی و ایستادگی است. در هر زایمان، ماما نه فقط همراه مادر، که شریک ترسها، دردها، اشکها و در نهایت لبخند اوست.
در فرهنگ ما، تولد همیشه با شادی، نقل و شیرینی و تبریک همراه بوده است؛ اما آنسوی این شادی، واقعیتی پنهان است؛ واقعیت زنانی که سالها در شیفتهای طولانی، در دل شب و روز، بر بالین مادران میایستند و اغلب، خودشان سهمی از آسایش، امنیت شغلی و حتی احترام کافی ندارند. روز ماما، اگرچه با تبریک شروع میشود، اما باید با تأمل ادامه پیدا کند؛ تأملی بر وضعیت قشری که در خط مقدم سلامت مادر و نوزاد ایستاده است.
کمبود نیروی ماما؛ فرسایش پشت لبخندهای اتاق زایمان
یکی از اصلیترین چالشهای جامعه مامایی، کمبود نیروی انسانی است؛ مشکلی که در بسیاری از بیمارستانها و مراکز درمانی، به بحران تبدیل شده است. ماماها در شیفتهای طولانی، با تعداد زیادی مادر باردار مواجهاند و مسئولیت هرکدام از این مادران، مسئولیت جان دو نفر است؛ مادر و نوزاد.
در ظاهر، هر تولد، یک اتفاق «فیزیولوژیک» و طبیعی به نظر میرسد، اما برای ماما این لحظه میتواند به معنای تصمیمگیریهای سریع، مدیریت شرایط پرریسک، حفظ آرامش مادر، هماهنگی با تیم پزشکی و انجام همزمان چند کار حیاتی باشد. وقتی تعداد ماماها کم است، این فشار چند برابر میشود. خستگی جسمی و فرسودگی روحی، نتیجه طبیعی این کمبود نیرو است؛ فرسودگیای که در آمار رسمی کمتر دیده میشود، اما در نگاه خسته ماماها کاملاً قابل تشخیص است.
کمبود نیرو به اضافهکاری اجباری منجر میشود. اضافهکاریای که اغلب نه برنامهریزیشده است، نه مبتنی بر توان واقعی افراد. ماما، بعد از چندین ساعت حضور در بخش، باز هم میماند، چون مادری در حال درد کشیدن است و نوزادی در راه؛ او نمیتواند اتاق را ترک کند، حتی اگر جسمش سالها باشد که فریاد استراحت میزند.
نتیجه این شرایط، تنها آسیب به سلامت ماماها نیست؛ کیفیت مراقبت از مادر و نوزاد نیز تحت تأثیر قرار میگیرد. هرچقدر خستگی بیشتر باشد، احتمال خطا، فرسودگی شغلی، کاهش رضایت و حتی ترک این حرفه افزایش مییابد. در حالی که جامعه به ماماهای باتجربه و با انگیزه نیاز دارد، کمبود نیرو و فشار کاری، آنان را به حاشیه میراند و گاهی از ادامه مسیر دلسرد میکند.
اگر میخواهیم شعار «مادر سالم، نوزاد سالم» تنها در حد کلمات باقی نماند، باید از اولین حلقه این زنجیره، یعنی ماما، شروع کنیم. افزایش ظرفیت استخدام، توزیع عادلانه نیرو در شهرها و مناطق محروم، و توجه به استانداردهای تعداد ماما در هر بخش، از ضروریترین اقداماتی است که نباید بیش از این به تأخیر بیفتد.
پرداختهای دیرهنگام؛ عشق کافی نیست، عدالت هم میخواهد
مامایی را بارها «شغل عاشقانه» نامیدهاند؛ تعبیری که بیراه نیست. بدون عشق به انسان و زندگی، سخت میتوان سالها در کنار درد و اضطراب و خون و اشک ایستاد و همچنان لبخند زد. اما واقعیت این است که عشق، جای عدالت را نمیگیرد. یکی دیگر از دردهای جدی این قشر، عدم پرداخت بهموقع حقالزحمهها و پایین بودن میزان آنها نسبت به حجم سنگین کار است.
وقتی اضافهکاریها ماهها به تأخیر میافتد؛ وقتی حقوق با مسئولیتها و فشار روحی و جسمی تناسب ندارد؛ وقتی هیچکس به طور جدی صدای اعتراض منطقی این قشر را نمیشنود، نتیجه چیزی جز دلسردی و احساس بیارزشی نخواهد بود. ماماها بارها گفتهاند: «در هر زایمان، ما شاهد نجات جان دو نفر هستیم»؛ اما نظام پرداختی، این اهمیت را بازتاب نمیدهد.
تاخیر در پرداختها تنها یک مسئله مالی نیست؛ پیام نمادین آن برای ماما این است که زحمات تو در اولویت نیست. این پیام، آرامآرام انگیزه را میساید. در شغلی که ثانیههای تصمیمگیری میتواند سرنوشتساز باشد، انگیزه، تمرکز و احساس ارزشمندی، بخشی از «سرمایه حیاتی» ماما محسوب میشود.
تقدیر واقعی از ماماها، فقط در قالب لوح تقدیر و پیام تبریک روز ماما نیست؛ در اصلاح ساختار حقوق و مزایا، پرداخت منظم و شفاف، در نظر گرفتن سختی کار، و توجه به سلامت روانی و جسمی آنهاست. همانقدر که برای تجهیز اتاقهای عمل و زایمان هزینه میشود، باید برای حفظ و ارتقای جایگاه ماما به عنوان رکن اصلی این اتاقها نیز برنامهریزی شود.
روز ماما، فرصتی است برای مرور یک حقیقت ساده اما مهم: جامعهای که برای لحظه تولد احترام قائل است، باید برای کسانی که نگهبان این لحظهاند، احترام بیشتری قائل شود؛ نه فقط در کلام، که در عمل. مامایی اگرچه «عشق» است، اما این عشق، برای ادامه راه، به پشتوانهای از عدالت، حمایت و دیدهشدن نیاز دارد.
یادداشت طاهره جلوخانی فعال رسانه



















Thursday, 7 May , 2026