در روزگار هیاهو و فراموشی ارزش‌ها، بازخوانی اندیشه سعدی نه‌تنها یک رجعت ادبی بلکه سفری به ژرفای فرهنگ ایرانی و اخلاق اسلامی است؛ جایی که سخن از انسان، مهر و خرد می‌گوید.

به گزارش خبرنگار پایگاه خبری تحلیلی نوای آبیدر؛ در گستره فرهنگ ایران‌زمین، کمتر چهره‌ای به جامعیت، نفوذ و پایداری سعدی شیرازی می‌توان یافت. او نه‌تنها شاعری بلندآوازه و سخنور است، بلکه چهره‌ای است که در بطن تاریخ، چون آیینه‌ای تمام‌نما از روح ایرانی و اسلامی درخشیده است. سعدی با ترکیب خرد ایرانی، سنت‌های ادبی فارسی، و تعالیم اخلاقی و عرفانی اسلام، به چنان مقامی رسیده است که می‌توان او را نه‌تنها نماد فرهنگ ادبی ایران، بلکه نماد فرهنگ دینی و معنوی این سرزمین نیز دانست.

 

سعدی فراتر از یک شاعر صرف است؛ او آموزگاری است که با بیانی نرم و نافذ، اخلاق را می‌آموزد، عشق را می‌ستاید، و انسان را به تأمل در خویشتن و جهان پیرامونش فرامی‌خواند. آنچه سعدی را ممتاز می‌سازد، پیوند عمیق میان اندیشه دینی و زبان ادبی اوست. در گلستان و بوستان، دو اثر بزرگ او، نگاه سعدی به جهان، نگاهی اخلاق‌محوری، انسانی و مبتنی بر آموزه‌های اسلامی است. اما آنچه تفاوت می‌آفریند، زبان و رویکرد اوست؛ نه به شیوۀ خطابه‌وار که با لحنی دلنشین، پر از مثل و حکایت، خواننده را به تأمل و پذیرش وامی‌دارد.

 

در بوستان، سعدی فضیلت را در قالب داستان‌هایی از انبیا، پادشاهان، فقرا و عرفاً می‌پروراند. او عمیقاً متأثر از تعالیم قرآن و سنت پیامبر اسلام است. جایی که می‌گوید:

تو کز محنت دیگران بی‌غمی

نشاید که نامت نهند آدمی

این تنها یک بیت زیبا نیست، بلکه چکیده‌ای از اخلاق اسلامی است که بر همدلی، شفقت، و مسئولیت اجتماعی تأکید دارد؛ مفاهیمی که در آیات متعددی از قرآن نیز تکرار شده‌اند.

 

سعدی فرهنگ ایرانی را باروح دین اسلام چنان درهم‌تنیده که مرز میان عرف ملی و شریعت الهی در آثارش محو می‌شود. وقتی از آزادگی، عدالت، قناعت، بخشش و ادب سخن می‌گوید، هم‌زمان از گنجینه‌های حکمت ایرانی و تعالیم اخلاقی اسلامی بهره می‌گیرد. در واقع، سعدی همان حلقه واسطی است که خرد زرتشتی، جهان‌بینی عرفانی و شریعت محمدی را در قالبی دلنشین به خواننده امروز منتقل می‌کند.

 

در گلستان، حکایات او گرچه کوتاه‌اند، اما بار سنگینی از معنا را به دوش می‌کشند. آنجا که می‌نویسد:

بنی‌آدم اعضای یکدیگرند

که در آفرینش ز یک گوهرند

او به‌نوعی به وحدت وجودی انسان‌ها، هم‌ذات‌پنداری و اخوت اسلامی اشاره دارد. جالب آنکه این بیت، با آنکه قرن‌ها پیش سروده شده، چنان جهان‌شمول و انسانی است که بر سر در سازمان ملل متحد نقش بسته است؛ گواهی است بر عمق نفوذ فرهنگی سعدی در جهان معاصر.

 

سعدی درعین‌حال که فرزند سنت ایرانی است، عقل‌گرایی معتدل را نیز در جان کلامش جاری می‌سازد. او در برابر تعصب، جمود، ریاکاری و جهل ایستاده و همواره نیکی، مدارا و انصاف را می‌ستاید. در یکی از حکایات گلستان، فقیهی را نکوهش می‌کند که تنها به‌ظاهر عبادت دل‌خوش دارد و از حقیقت آن بی‌خبر است. این نقدها نه از سر مخالفت با دین، بلکه در جهت پالایش آن از آلودگی‌های انسانی است. دینِ مورد نظر سعدی، دین مهر، اخلاق، تفکر و عمل نیک است.

 

از دیگر ویژگی‌های بارز سعدی، نگاه جهانی و انسان‌گرای اوست؛ نگاهی که هم‌راستا با عرفان اسلامی، هر انسانی را محترم می‌داند و مرزهای قومی و مذهبی را در برابر گوهر انسانی بی‌اعتبار می‌سازد. این دیدگاه، ریشه در آموزه‌های قرآنی دارد که انسان را خلیفه الله می‌خوانند و کرامت او را بی‌قیدوشرط پاس می‌دارند. سعدی این کرامت را نه در شعار، که در عمل و سخن خود متجلی کرده است.

 

فرهنگ ایرانی، همواره بر ادب، احترام، حکمت و زیبایی سخن استوار بوده است. سعدی نماد همین عناصر است؛ او زبان فارسی را به اوج رساند، حکمت را از قله‌ها به کوچه‌ها آورد، و مفاهیم عمیق را در قالب ساده‌ترین واژگان بیان کرد. همین است که آثارش از مکتب‌خانه‌های دیروز تا دانشگاه‌های امروز، از خانۀ یک کشاورز تا محفل یک فرهیخته، مخاطب دارد و مقبول است.

 

در زمانه‌ای که بسیاری از ارزش‌های فرهنگی و دینی در معرض فراموشی یا تحریف‌اند، بازگشت به سعدی نه یک رجعت ادبی، که یک بازخوانی فرهنگی – دینی است. او هنوز هم می‌تواند راهنما باشد؛ چراغی برای اخلاق عمومی، الگویی برای ادب گفتار و رفتاری انسانی که بافرهنگ ایران و تعالیم دین اسلام آشتی دارد.

 

سعدی، به‌حق، نماد فرهنگ ایرانی و دینی است؛ زیرا که هم ریشه در خاک این سرزمین دارد و هم آب‌خورده از چشمه‌های وحی. سخنش چون آینه‌ای است که اگر در آن بنگریم، سیمای یک ملت را خواهیم دید: ملتی اهل اندیشه، نجابت، اخلاق و مهرورزی.

 

انتهای خبر/