با فرارسیدن نوروز، کردستان جامه‌ای از شکوفه و سبزه بر تن می‌کند و با آغوشی گرم از مهمانانش پذیرایی می‌کند.

به گزارش خبرنگار پایگاه خبری تحلیلی نوای آبیدر به نقل از «کردتودی»، نوروز که از راه می‌رسد کردستان جامه‌ای از سبز و شکوفه بر تن می‌کند، دامنه‌های البرز و زاگرس با گل‌های وحشی و چشمه‌های جوشان جلوه‌ای از بهشت را به نمایش می‌گذارند گویی این سرزمین، قصه‌ای هزارساله را در زمزمه بادهای بهاری بازگو می‌کند قصه‌ای که در آن مردمانش با نغمه‌های دف و هلهله شادی، از بازگشت بهار استقبال می‌کنند.

 

هر مسافری که پای در این خاک می‌گذارد گرمای مهمان‌نوازی کردها را در نگاه‌های صمیمی‌شان و سخاوت بی‌دریغشان احساس می‌کند، زنان با لباس‌های رنگین و مردان با چاوک‌هایی که بر شانه انداخته‌اند تصویری از فرهنگ غنی این دیار را در ذهن هر بیننده‌ای حک می‌کنند.

 

کردستان، سرزمین کوه‌های جاودان و رودهای خروشان، دیاری است که هویت خود را در لابه‌لای سنگ‌فرش‌های تاریخ و نغمه‌های بادهای کوهستانی حفظ کرده است، این خاک قصه‌گوی رازهای کهنی است که در دل دشت‌های پر شکوفه، روستاهای پلکانی و چشمه‌های زلال آن جاری است هر صخره، هر دره و هر رود، سرود جاودانه‌ای از مقاومت، عشق و طبیعت را روایت می‌کند.

 

 

 

دشت‌های بی‌کران و کوهستان‌های افسانه‌ای

 

کردستان با دشت‌های پر از شقایق و گل‌های وحشی، نقشی خیال‌انگیز را در دل کوه‌های سرافراز خلق کرده است دامنه‌های کوه شاهو، کوسالان و آبیدر، در این فصل به بهشتی برای طبیعت‌گردان تبدیل می‌شوند.

 

 

 

زریوار؛ آینهٔ آسمان

 

دریاچه زریوار گویی تکه‌ای از آسمان را در دل خود گرفته و آن را چونان راز پنهانی در سینه نگه داشته است آب‌های زلالش، حکایت هزاران پرنده مهاجری است که هر ساله در آغوش مهربانش پناه می‌گیرند، قایق‌های چوبی، آرام و بی‌صدا، بر سطح دریاچه سر می‌خورند و سایهٔ کوه‌های بلند رازهای شبانه را در آن منعکس می‌کنند.

 

 

 

اورامانات؛ دژی در دل تاریخ

 

اورامانات، جایی که کوه و انسان یکی شده‌اند جایی که سنگ‌ها زبان گشوده و قصهٔ هزاران سال تمدن را بازگو می‌کنند؛ خانه‌های سنگی بر دامنه‌های کوه همچون لانه‌هایی در آغوش طبیعت روایتگر زندگی‌ای هستند که با صبوری و مهر درهم‌تنیده شده است، در کوچه‌های سنگ‌فرش‌شده‌اش، صدای دف و تنبور هنوز زنده است و جشن‌های کهن بوی تاریخ و فرهنگ را در فضا می‌پراکنند.

 

 

 

غار کرفتو؛ راز سربه‌مهر صخره‌ها

 

کرفتو، غاری است که در تاریکی خود روشنایی تاریخ را پنهان کرده است دیوارهایش با کتیبه‌هایی به زبان یونانی، گواهی می‌دهند که زمانی اینجا پناهگاه انسان‌هایی بوده که در دل صخره‌ها خانه ساخته‌اند هر تالار، هر پیچ‌وخم، گویی قصه‌ای از روزگاران دور را زمزمه می‌کند.

 

رودخانه سیروان؛ نغمهٔ همیشه جاری

 

رودخانه سیروان، با پیچ‌وخم‌هایش همچون رمزی کهن در دل کوهستان از گذشته تا امروز جاری است صدای آب که بر سنگ‌های سخت بوسه می‌زند سمفونی ابدی طبیعت را می‌نوازد، این رود که از ارتفاعات زاگرس سرچشمه می‌گیرد جانِ طبیعت را به جنبش وامی‌دارد و روستاهای اطرافش را به رنگ زندگی درمی‌آورد.

 

 

 

چشمه بل؛ زمزمهٔ زلال طبیعت

 

چشمه بل که از اعماق کوهستان می‌جوشد همچون زمزمه‌ای از بهشت خنکای زندگی را به این دیار هدیه می‌دهد آب زلال و پرجوش‌وخروش آن نه‌تنها تشنگی زمین را فرومی‌نشاند؛ بلکه دل‌های رهگذران را نیز نوازش می‌کند.

 

هویت جاودانهٔ کردستان

 

کردستان، سرزمین افسانه‌ها و آوازها همچنان استوار و باشکوه، روایتگر تاریخی است که در دل کوه‌های سرافراز و مردمانی نجیب حک شده است این دیار نه‌تنها طبیعتی مسحورکننده دارد؛ بلکه فرهنگ و هویتی استوار را در خود جای‌داده است هر مسافر که پای در این سرزمین می‌گذارد در میان درختان بلوط، نغمه‌های کولی‌وار باد و بوی نان تازه‌ای که از خانه‌ها برمی‌خیزد، حقیقت این خاک را لمس خواهد کرد.

 

نوروز که می‌آید، کردستان بیدار می‌شود، دشت‌ها جامهٔ سبز بر تن می‌کنند، و رودها با آهنگ تازه‌ای جاری می‌شوند. این سرزمین، خانهٔ بهار است؛ جایی که طبیعت و فرهنگ، درهم‌تنیده و جاودان شده‌اند.

 

انتهای خبر/