فرش کردستان تنها یک دست‌بافته نیست؛ روایتگر تاریخ، فرهنگ و رنج زنانی است که سال‌ها نقش زندگی را بر تار و پود قالی گره زده‌اند.

به گزارش خبرنگار پایگاه خبری تحلیلی نوای آبیدر؛ سپیده که از پشت کوه‌های سر به فلک کشیده زاگرس سر برمی‌آورد، صدای زندگی در روستاهای کردستان رنگ دیگری می‌گیرد، روزگاری نه چندان دور، زنان روستایی پیش از آنکه دستانشان به تار و پود قالی برسد، با نوای دف، صبح را به خانه‌ها فرا می‌خواندند. صدای دف در هم می‌آمیخت با عطر پشم و رنگ و نقش، و دارهای قالی آرام آرام جان می‌گرفتند.

فرش در کردستان تنها یک هنر نیست؛ بخشی از هویت مردمانی است که قرن‌ها فرهنگ، باورها، آرزوها و حتی غم‌های خود را در میان گره‌های قالی به تصویر کشیده‌اند.

هر نقش و نگار، داستانی ناگفته از طبیعت، زندگی و تاریخ این سرزمین را روایت می‌کند. از گل‌های ریز و درشت گرفته تا طرح‌های هندسی اصیل، همه و همه بازتابی از روح بلند زنان و مردان این دیار است.

زنان کردستان سالیان متمادی در کنار مسئولیت‌های سنگین زندگی، سهم بزرگی در حفظ این هنر ارزشمند داشته‌اند، آنان ساعت‌های طولانی کنار دار قالی نشسته‌اند تا از دل تار و پود، شاهکاری خلق کنند که نه تنها زینت‌بخش خانه‌ها، بلکه سفیر فرهنگ ایرانی در جهان باشد. دستان پینه‌بسته آنان، حافظ میراثی است که نسل به نسل منتقل شده و امروز به یکی از مهم‌ترین نمادهای هنر ایرانی تبدیل شده است.

فرش کردستان به دلیل اصالت طرح‌ها، کیفیت بافت و استفاده از رنگ‌های الهام گرفته از طبیعت، همواره جایگاه ویژه‌ای در میان هنرهای سنتی کشور داشته است. بسیاری از کارشناسان معتقدند بخشی از شهرت جهانی فرش ایرانی، مرهون هنر زنان گمنامی است که سال‌ها در سکوت، زیبایی را بر تار و پود نقش زده‌اند.

اما امروز این هنر اصیل با چالش‌هایی روبه‌روست که ادامه مسیر را دشوار کرده است. نخستین و مهم‌ترین دغدغه، نبود حمایت‌های کافی از فرش‌بافان به ویژه زنان روستایی است.

بسیاری از بافندگان سال‌های طولانی از عمر خود را پای دار قالی سپری کرده‌اند، اما همچنان از پوشش بیمه‌ای مناسب برخوردار نیستند. حرفه‌ای که با بیماری‌های متعدد عضلانی، مشکلات بینایی و فرسودگی جسمی همراه است، نیازمند حمایت‌های بیشتری از سوی متولیان امر است.

مشکل دیگر، افزایش روزافزون قیمت مواد اولیه است. پشم، نخ، رنگ و سایر ملزومات تولید فرش در سال‌های اخیر با رشد چشمگیر قیمت مواجه شده‌اند.

این مسئله موجب شده بسیاری از بافندگان توان تهیه مواد اولیه را نداشته باشند و برخی حتی ناچار به ترک این حرفه شوند. وقتی هزینه تولید افزایش می‌یابد و درآمد حاصل از فروش فرش پاسخگوی مخارج نیست، طبیعی است که انگیزه ادامه کار کاهش پیدا کند.

رکود بازار فرش نیز از دیگر مشکلات جدی این حوزه به شمار می‌رود. فرش دستباف که زمانی یکی از مهم‌ترین کالاهای صادراتی کشور بود، امروز با محدودیت‌های مختلفی در بازارهای داخلی و خارجی مواجه است.

کاهش قدرت خرید مردم، افت صادرات و ضعف در بازاریابی موجب شده تولیدکنندگان و بافندگان برای فروش محصولات خود با مشکلات فراوانی روبه‌رو شوند.

در کنار این مسائل، گسترش فرش‌های ماشینی و کامپیوتری نیز بازار فرش دستباف را تحت تأثیر قرار داده است،‌هرچند این محصولات از نظر قیمت برای بسیاری از خانواده‌ها مقرون‌به‌صرفه‌تر هستند، اما نمی‌توانند جای اصالت، هنر و روح نهفته در یک فرش دستباف را بگیرند. با این حال، حضور گسترده آنها در بازار موجب کاهش تقاضا برای دست‌بافته‌های سنتی شده است.

نگران‌کننده‌تر از همه، کاهش تمایل نسل جوان به ورود به حرفه فرش‌بافی است. جوانانی که آینده شغلی روشنی در این حرفه نمی‌بینند، کمتر به سمت آن گرایش پیدا می‌کنند. اگر این روند ادامه یابد، بخشی از میراث فرهنگی و هنری کشور با خطر فراموشی مواجه خواهد شد.

فرش کردستان تنها مجموعه‌ای از تار و پود نیست؛ دفتر خاطرات مردمانی است که عشق، امید و رنج خود را در آن جاودانه کرده‌اند. حفظ این هنر، تنها حمایت از یک صنعت یا حرفه نیست، بلکه پاسداری از بخشی از هویت فرهنگی ایران است.

امروز که از فرش سخن می‌گوییم، باید به یاد زنانی باشیم که سال‌ها با نوای دف، طلوع روز را نوید می‌دادند و با دستان هنرمند خود نقش زندگی را بر دار قالی می‌نشاندند، آنان سزاوار آن هستند که صدایشان شنیده شود، مشکلاتشان دیده شود و هنرشان بیش از گذشته مورد حمایت قرار گیرد؛ چرا که آینده فرش ایرانی، به آینده همین دستان گره خورده است.

 

انتهای خبر/