به گزارش خبرنگار نوای ابیدر، امروز، روز ملی کودک، فرصتی است برای اینکه لحظهای بایستیم و به دنیای کودکان نگاه کنیم، دنیایی که در آن یک مدادرنگی میتواند بهاندازه یک جهان ارزش داشته باشد و یک آغوش امن، بزرگترین پناه زندگی باشد.
کودکان، زیباترین تصویر آینده هر جامعهاند، اما آینده را نمیتوان تنها با شعار ساخت، اگر قرار است جامعهای سالم، پویا و امیدوار داشته باشیم، باید از کودکی آغاز کنیم؛ از همان سالهایی که شخصیت انسان شکل میگیرد و نخستین تصویر او از جهان در ذهنش نقش میبندد.
کودک باید کودکی کند؛ همین جمله ساده، شاید یکی از مهمترین مطالبات اجتماعی امروز ما باشد، کودکی نباید زیر سایه فقر، خشونت، تبعیض، ترس، کار اجباری یا بیتوجهی بزرگسالان گم شود، هیچ کودکی نباید به دلیل شرایط اقتصادی خانواده، از آموزش، تفریح، بازی و تجربه یک زندگی شاد محروم بماند.
گاهی آنقدر درگیر مشکلات بزرگسالانه میشویم که یادمان میرود کودکان نیز سهمی از این شهر، این محله و این جامعه دارند، پارک مناسب، زمینبازی ایمن، مدرسه مطلوب، کتابخانه کودک، برنامههای فرهنگی، فضای ورزشی و حتی یک خیابان امن، بخشی از حقوق طبیعی کودکان است.
وقتی برای ساخت شهرها برنامهریزی میکنیم، باید بپرسیم: این شهر برای کودکان چه چیزی دارد؟
آیا کودک میتواند بدون نگرانی در محله بازی کند؟ آیا فضای کافی برای ورزش و نشاط دارد؟ آیا صدایش در تصمیمهای مربوط به محیط زندگیاش شنیده میشود؟ آیا کودکی که بااستعداد فراوان در یک منطقه محروم زندگی میکند، فرصت برابر برای شکوفایی استعدادش دارد؟
پاسخ به این پرسشها میتواند میزان توجه واقعی جامعه به کودکان را نشان دهد.
یکی از اشتباهات ما این است که گاهی کودکان را با معیارهای دنیای بزرگسالان قضاوت میکنیم، از آنها انتظار داریم همیشه ساکت باشند، همیشه حرفشنوی داشته باشند و همیشه همان چیزی باشند که ما میخواهیم، اما کودک قرار نیست نسخه کوچکشده یک بزرگسال باشد.
او باید سؤال بپرسد، اشتباه کند، تجربه کند، بازی کند، خیالپردازی کند و حتی گاهی از نگاه ما عجیب فکر کند، همین کنجکاویهاست که خلاقیت و شخصیت او را میسازد، خانه، مدرسه و جامعه باید بهجای خاموشکردن پرسشهای کودکان، به آنها فرصت کشفکردن بدهند.
در سالهای اخیر، گاهی فشار برای موفقیت از دوران کودکی آغاز میشود، کلاس پشت کلاس، آزمون پشت آزمون و رقابتهایی که گاه فرصت بازی و آرامش را از کودک میگیرند، کودک موفق، فقط کودکی نیست که نمرههای عالی میگیرد یا در مسابقهای مدال میآورد.
کودک موفق، کودکی است که اعتمادبهنفس دارد، میتواند احساساتش را بیان کند، مهربانی را یاد گرفته، شکست را تجربه میکند و دوباره بلند میشود، شاید لازم باشد بهجای اینکه همیشه بپرسیم «چه نمرهای گرفتی؟ گاهی از کودک بپرسیم: امروز چقدر خوشحال بودی؟
شنیدن کودکان، یکی از مهمترین وظایف بزرگسالان است، کودکانی که حرفشان شنیده نمیشود، ممکن است در سکوت بزرگ شوند؛ اما سکوت همیشه نشانه آرامش نیست، گاهی پشت یک کودک منزوی، ترسهایی پنهان شده و پشت یک کودک پرخاشگر، نیاز به توجه و محبت وجود دارد.
والدین، معلمان و مسئولان باید زبان کودکان را بهتر بشناسند، باید بدانیم که رفتار یک کودک، همیشه تمام حقیقت او نیست، کودک به امنیت روانی، محبت و احساس تعلق نیاز دارد؛ همان چیزهایی که شاید ساده به نظر برسند، اما تأثیری عمیق بر آینده او میگذارند.
اگر امروز برای کودکان کتاب بخوانیم، شاید فردا جامعهای کتابخوان داشته باشیم، اگر امروز به آنها مهربانی بیاموزیم، شاید فردا خشونت کمتری ببینیم، اگر امروز حق انتخاب و مسئولیتپذیری را به آنها آموزش دهیم، فردا شهروندانی آگاهتر خواهیم داشت و اگر امروز لبخند کودکان را جدی بگیریم، شاید فردای ما نیز زیباتر شود.
روز ملی کودک، بهانهای است برای یادآوری اینکه کودکان امانتهای زندگی نیستند که فقط از آنها مراقبت کنیم، آنان انسانهایی مستقل با حق زندگی، رشد، آموزش، امنیت، شادی و رؤیا هستند، پس بیاییم کودکی را برای کودکان نگه داریم، اجازه دهیم با دستهای کوچکشان دنیا را رنگ کنند، با صدای بلند بخندند، زمین بخورند و دوباره بلند شوند، رؤیا ببینند و باور کنند که آینده متعلق به آنهاست.
روز ملی کودک، روز نگاهکردن به آینده از پنجره چشمان کودکان است، اگر میخواهیم فردایی روشن داشته باشیم، باید امروز برای شادی، امنیت، آموزش و رؤیاهای کودکان سرمایهگذاری کنیم، چراکه جامعهای که لبخند کودکانش را حفظ میکند، آیندهاش را نیز حفظ کرده است، کودکان، فردای دور نیستند، آنان همین امروزِ ما هستند.
نویسنده: محمد خالدیان فعال رسانهای




















Sunday, 11 October , 2026