به گزارش خبرنگار پایگاه خبری تحلیلی نوای آبیدر؛ سنندج نگین کوهستانهای زاگرس، شهری است که در میان شیبهای تند و درههای عمیق، قصهای دیرین از زیستن را روایت میکند. اما در پسِ این نمای کارتپستالی از کوچهپسکوچههای شیبدار و خانههایی که گویی بر شانههای یکدیگر تکیه زدهاند، حقیقتی تلخ نهفته است؛ تپش قلب این شهر، امروز در حصارِ «بافتهای فرسوده» به شماره افتاده است.
این مناطق که زمانی مهد فرهنگ، هنر و اصالتِ مردمان کُرد بودند، اینک در چنبرهی زمان، به کانونهای نگرانکننده خطر و گلوگاههای توسعه تبدیل شدهاند.
فرسودگی؛ تهدیدی برای جان و هویت
بخش قابلتوجهی از هسته مرکزی سنندج را بافتهایی تشکیل میدهند که گردِ پیری بر رخسارشان نشسته است. این خانهها که دیوارههایشان شاهدِ دههها فراز و فرود بودهاند، امروز به دلیل عدم مقاومسازی و بیمهریِ گذر زمان، به پاشنه آشیل شهر در برابر مخاطرات طبیعی، بهویژه زلزله، تبدیل شدهاند.
کوچه و پسکوچههای تنگ در محلههایی نظیر «قطارچیان» و «سرتپوله»، گویی در انتظارِ یک حادثه بزرگ، راه را بر هرگونه امدادرسانی بستهاند، در صورت وقوع کوچکترین لرزشی، این نقاط به دلیل عدم نفوذپذیری و غیرقابلدسترس بودن برای خودروهای امدادی، به کانونهای بحرانخیزِ غیرقابلکنترلی تبدیل میشوند.
پارادوکسِ نوسازی در بافت تاریخی
یکی از پیچیدهترین گرههای کور در بازآفرینی سنندج، تقابل میان «حفظ هویت تاریخی» و «نیاز به ایمنسازی» است، بخش بزرگی از این بافتها، با شناسنامه تاریخی شهر گره خوردهاند.
در این میان، قوانین دستوپاگیر میراثفرهنگی از یک سو و عدم صرفه اقتصادی برای سرمایهگذاران بخش خصوصی در قطعات ریزدانه از سوی دیگر، حصاری فولادین بر دور نوسازی کشیده است.
مالکان این املاک، در میان ترس از تخریب و هزینههای کمرشکنِ ساختوسازهای مدرن، معلق ماندهاند و این چرخه معیوب، روزبهروز بر عمق فرسودگی میافزاید و غبار فراموشی را بر چهره اصالت شهر میپاشد.
عدالت اجتماعی و شکاف خدمات شهری
بافتهای فرسوده سنندج تنها در یک محدوده جغرافیایی خاص محصور نیستند؛ آنها آیینه تمامنمای شکافِ طبقاتی و عدالتِ شهریاند،ساکنان این مناطق که عمدتاً از اقشار کمبرخوردار جامعه هستند، در سایه نبودِ سرانه فضای سبز و امکانات رفاهی، با محرومیتی خاموش دستوپنجه نرم میکنند.
نگاهِ صرفاً «پیمانکاری» به این پهنهها، باعث شده تا پیوستهای اجتماعی و فرهنگیِ زندگی در این محلات نادیده گرفته شود و راهکار برونرفت از این معضل، نه بولدوزرها، بلکه «بازآفرینی شهری» با مشارکت خودِ مردم و با رویکردِ «درونزا» است.
راهکارهای عملیاتی و چالش اعتبارات
مدیریت شهری سنندج برای خروج از این بنبست، نیازمند ابزارهای تشویقی فراتر از بستههای معمولی است. ارائه تسهیلات با نرخ بهره پایین، معافیتهای مالیاتی و حضور فعالِ دفاتر خدمات نوسازی، از جمله ضروریات است.
اما واقعیتِ تلخ این است که تا زمانی که بخش خصوصی، نوسازی در این بافتها را به دلیل ریسک بالا، اقتصادی نبیند، این مناطق در محاقِ فراموشی باقی خواهند ماند. بودجههای دولتی نیز تاکنون نتوانسته است مرهمی بر این زخم عمیق باشد.
سخن پایانی
بافتهای فرسوده سنندج، زخمی کهنه بر پیکرهی شهر هستند، نوسازی این بافتها، صرفاً یک اقدام عمرانی نیست، بلکه یک «ضرورتِ حیاتبخش» برای زنده ماندنِ روح شهر است.
مدیران شهری باید با عبور از نگاههای جزیرهای و با اتکا به ظرفیتهای قانونی در ستاد بازآفرینی، نسخه شفابخشی بپیچند؛ پیش از آنکه قلب تپنده تاریخ سنندج، زیر آوار بیتوجهیها، برای همیشه از تپش بیفتد. زمان آن است که بازآفرینی شهری، از ویترینِ شعارها به میدانِ عمل وارد شود.
انتهای خبر/


















Saturday, 23 May , 2026