به گزارش خبرنگار پایگاه خبری تحلیلی نوای آبیدر؛؛سنندج شهر کوهستان و مه، با زمستانهای سرد و تابستانهای معتدل، سالهاست بهعنوان یکی از کهنترین مراکز فرهنگی غرب کشور شناخته میشود. شهری که در دامنه ارتفاعات آبیدر شکل گرفته و با بافت تاریخی، موسیقی و فرهنگ غنی خود هویت یافته است. با این حال، در پس این چهره فرهنگی و طبیعی، چالشی اجتماعی در حال گسترش است؛ چالشی که در حاشیههای شهر ریشه دوانده و آرامآرام سیمای توسعه آن را تحت تأثیر قرار داده است.
در سالهای اخیر، افزایش نرخ بیکاری و کاهش فرصتهای اقتصادی در روستاهای اطراف استان، موجی از مهاجرت به سمت مرکز استان را رقم زده است. بسیاری از خانوارهای روستایی با امید دستیابی به شغل و درآمد پایدار راهی سنندج شدهاند، اما ظرفیت محدود بازار کار شهری، امکان جذب کامل این جمعیت را فراهم نکرده است. نتیجه این روند، شکلگیری و گسترش سکونتگاههایی در حاشیه شهر بوده که عمدتاً بدون برنامهریزی دقیق شهری ایجاد شدهاند.
حاشیهنشینی در سنندج بیش از آنکه یک انتخاب باشد، پیامد ناگزیر شرایط اقتصادی است. خانوارهایی که توان تأمین مسکن در بافت رسمی شهر را ندارند، به اراضی ارزانتر در پیرامون شهر روی میآورند.
این مناطق غالباً با کمبود زیرساختهای اساسی نظیر شبکه فاضلاب، معابر استاندارد، حملونقل عمومی و مراکز خدماتی روبهرو هستند. چنین شرایطی کیفیت زندگی را کاهش داده و زمینه بروز برخی آسیبهای اجتماعی را فراهم میکند.
فقر اقتصادی مزمن از مهمترین چالشهای این محلات است. اشتغال غیررسمی، کارهای روزمزدی و درآمدهای ناپایدار، امنیت معیشتی خانوارها را متزلزل ساخته است.
این وضعیت نهتنها فشار روانی بر سرپرستان خانوار وارد میکند بلکه میتواند به افزایش تنشهای خانوادگی، کاهش رفاه کودکان و تضعیف انسجام خانواده بینجامد. در برخی موارد، فشارهای اقتصادی زمینهساز گرایش به رفتارهای پرخطر میشود.
آموزش نیز در این میان نقش تعیینکنندهای دارد. تراکم بالای دانشآموزان در مدارس حاشیهای و محدودیت امکانات آموزشی، احتمال افت تحصیلی و ترک تحصیل را افزایش میدهد.
کودکانی که زودتر از موعد از چرخه آموزش خارج میشوند، اغلب وارد بازار کار غیررسمی میشوند؛ بازاری که نه امنیت شغلی دارد و نه امکان ارتقای مهارت. بدینترتیب چرخهای از فقر و محرومیت شکل میگیرد که از نسلی به نسل دیگر منتقل میشود.
مسئله اعتیاد از دیگر آسیبهایی است که در برخی مناطق کمبرخوردار نمود بیشتری دارد. شرایط اقتصادی دشوار، بیکاری و نبود فضاهای سالم تفریحی میتواند احتمال گرایش به مصرف مواد مخدر را افزایش دهد. پیامد این پدیده، افزایش آسیبهای ثانویهای همچون خشونت خانگی، فروپاشی خانواده و بزهکاری خرد است؛ مسائلی که نهتنها خانوادهها بلکه کلیت بافت اجتماعی را تحت تأثیر قرار میدهد.
در کنار مشکلات اقتصادی، موضوع احساس محرومیت نسبی نیز اهمیت دارد. هنگامی که ساکنان مناطق حاشیهای فاصله ملموس میان امکانات محل سکونت خود و سایر نقاط شهر را مشاهده میکنند، احساس نابرابری فضایی تقویت میشود. این احساس اگر با بیتوجهی یا کندی در رسیدگی همراه شود، میتواند به کاهش اعتماد اجتماعی و مشارکت مدنی منجر شود.
با این حال، نگاه به حاشیههای سنندج نباید صرفاً معطوف به آسیبها باشد. این مناطق از ظرفیتهای انسانی و فرهنگی قابل توجهی برخوردارند. پیوندهای خویشاوندی، همبستگی اجتماعی و روحیه تعاون در میان ساکنان، سرمایهای اجتماعی محسوب میشود که میتواند مبنای برنامههای توانمندسازی قرار گیرد.
تجربه شهرهای مختلف نشان داده است که مشارکت فعال ساکنان در طرحهای بازآفرینی شهری، اثربخشی سیاستها را افزایش میدهد.
کارشناسان بر این باورند که مواجهه با آسیبهای اجتماعی در سکونتگاههای حاشیهای نیازمند رویکردی جامع و پیشگیرانه است. توسعه فرصتهای شغلی پایدار، حمایت از کسبوکارهای خرد، ارتقای مهارتهای حرفهای جوانان و تقویت زیرساختهای آموزشی و فرهنگی از جمله اقداماتی است که میتواند به کاهش تدریجی آسیبها کمک کند. همچنین بهبود خدمات شهری و توجه به عدالت فضایی، نقش مهمی در افزایش رضایتمندی و انسجام اجتماعی دارد.
در نهایت، حاشیهنشینی در سنندج را باید بازتابی از تحولات اقتصادی و جمعیتی گستردهتر دانست، اگرچه این پدیده چالشهایی جدی ایجاد کرده است، اما با برنامهریزی دقیق، نگاه عدالتمحور و بهرهگیری از ظرفیتهای محلی میتوان مسیر توسعهای متوازنتر را دنبال کرد.
شهری با پیشینه تاریخی و فرهنگی سنندج، شایسته آن است که رشد و گسترش آن نه در حاشیه، بلکه در متن عدالت اجتماعی و فرصتهای برابر تعریف شود.
انتهای خبر/


















Saturday, 16 May , 2026