هوای کردستان این روزها نه‌تنها نفس طبیعت را گرفته که نفس مردم را هم به تنگ آورده است، در روزهایی که باید صدای خندهٔ کودکان در کوچه‌ها بپیچد و هوای تازهٔ صبحگاهی، مشام را بنوازد،ماسک‌ها به چهره‌ها دوخته شده‌اند و پنجره‌ها بسته‌اند تا شاید اندکی از این غبار خفه‌کننده در امان بمانند.

به گزارش خبرنگار پایگاه خبری تحلیلی نوای آبیدر؛ کردستان سرزمین چشمه‌های جوشان و کوه‌های همیشه سربلند، با آغوشی باز به پیشواز بهار می‌رفت؛ بهاری که هر سال با بارانی از شکوفه و بوی دل‌انگیز خاک خیس، دامان کوه‌ها و دشت‌ها را به رنگ زندگی درمی‌آورد. درختان بلوط با شکوفه‌هایی به رنگ امید، دشت‌های پرگل با نغمهٔ پرندگان و آسمانی نیلگون که نوید روزهای روشن‌تر را می‌داد، همه در هماهنگی بی‌بدیلی به استقبال فصلی می‌آمدند که همیشه وعدهٔ نفس‌کشیدن را در آغوش طبیعت می‌داد.

اما امسال این نقاشی دل‌فریب بهاری، زیر پرده‌ای غلیظ از خاکستریِ سرنگون پنهان شد؛ آسمانی که دیگر آبی نبود و نسیمی که به‌جای طراوت، سوزی از آلودگی در خود داشت.

هوای کردستان این روزها نه‌تنها نفس طبیعت را گرفته که نفس مردم را هم به تنگ آورده است، در روزهایی که باید صدای خندهٔ کودکان در کوچه‌ها بپیچد و هوای تازهٔ صبحگاهی، مشام را بنوازد، ماسک‌ها به چهره‌ها دوخته شده‌اند و پنجره‌ها بسته‌اند تا شاید اندکی از این غبار خفه‌کننده در امان بمانند.

سکوتی سنگین بر خیابان‌ها حاکم شده، نه از آرامش بهاری که از اضطراب و سرفه‌های ممتد که کابوس جان شهروندان شده است.

آلودگی هوا دیگر پدیده‌ای زودگذر نیست بدل به بحرانی بی‌پایان شده که در فصل بهار با آمدن گردوغبارهای بی‌مبدا و پایان بُرندگی بیشتری یافته است و این آلودگی دیگر تنها معضلی زیست‌محیطی نیست، بلکه تهدیدی جدی برای سلامت عمومی، روان جامعه و آیندهٔ نسل‌ها است.

خطرش آن‌چنان در تاروپود زندگی نفوذ کرده که حتی باران بهاری هم نمی‌تواند آن را بشوید. بااین‌همه آنچه بیشتر از هر چیز نفس‌ها را در سینه حبس می‌کند، نه‌تنها دود و گردوغبار که سکوت و بی‌عملی مسئولانی است که سال‌هاست در برابر این وضعیت چشم بسته‌اند.

کردستان، سال‌ها است که درگیر بحران آلودگی ناشی از گردوغبارهایی است که نه ریشه‌های آن شناخته شده و نه مهارشان در اولویت قرار گرفته و طبق نظر کارشناسان منشأ برخی از این آلودگی‌ها ممکن است بیرون از مرزها باشد، اما مسئولیت محافظت از هوای سالم برای مردم، به هیچ مرزی محدود نمی‌شود.

برنامه‌ریزی‌های مقطعی، هشدارهای موقت و تصمیم‌های سطحی، هیچ‌کدام دردی از این مردم دوا نکرده‌اند، هر سال با اولین موج غبار مدارس تعطیل می‌شود، سالمندان خانه‌نشین می‌شوند، بیماران نفسم می‌آورند و کسب‌وکارها متضرر می‌شوند؛ اما هیچ راهکار بلندمدتی برای مقابله با این وضعیت دیده نمی‌شود.

در این شرایط، سکوت مسئولان و واگذاری موضوع به جغرافیا، خیانتی است به هوایی که مردم برای زندگی به آن نیاز دارند و به‌جای اقدامات ریشه‌ای، تنها به انتشار شاخص کیفیت هوا بسنده می‌شود؛ انگار که دانستن عدد ۴۰۰ یا ۵۰۰ بتواند از فاجعهٔ در حال وقوع بکاهد.

برنامه‌های پیشگیرانه، همکاری‌های منطقه‌ای، احیای منابع طبیعی و تجهیز زیرساخت‌های پایش و مقابله، همه یا در مرحلهٔ حرف مانده‌اند یا قربانی روزمرگی و اولویت‌های دیگر شده‌اند.

نفس‌کشیدن، ابتدایی‌ترین حق هر انسانی است و امروز این حق ساده و بدیهی در قلب بهار کردستان، از مردم دریغ شده است. تا کی باید مردم با نفس‌های سوخته، دل به نسیم بهاری ببندند که شاید روزی از پس این تلهٔ خاکستری، دوباره بر کوه و دشت بوزد؟

تا کی باید سکوت مسئولان بر سکوت آسمان غبارگرفته غلبه کند؟ کردستان دیگر تاب این خفقان را ندارد. امروز زمان آن است که صدای مردم شنیده شود، نه‌تنها در آمار و گزارش‌ها که در تصمیم‌هایی واقعی، متعهدانه و شفاف.

مسئولان این را بدانند بهار را نمی‌توان با ماسک تماشا کرد. نسیم را نمی‌شود در شیشهٔ بسته احساس کرد، امید به زندگی، در هوای پاک تنفس می‌شود، نه در گردوغبار سیاست و تعلل.

انتهای خبر/